تبلیغات
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار - همه ی این روزهای من! یا سال نو میلادی خود را چگونه آغاز کردید!!
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار

همه ی این روزهای من! یا سال نو میلادی خود را چگونه آغاز کردید!!

یکشنبه 13 دی 1394

نویسنده: بهسا |

بارون و بارون و بارون..... عالی بود! 4 روز پشت سرهم بارون داشتیم و من مثل ... کیف می کردم! و در عین حال سرما هم خورده بودم! زیاد شدید نبود خداروشکر! دیروز بعداز ظهر که  حالم بهتر بود تصمیم گرفتم برم زیر بارون قدم بزنم از پشت پنجره نگاه کردم ادامه داشت... لباس پوشیدم و در رو باز کردم شاید 5 دقیقه نشد دیدم بند اومده ولی رفتم، هوا عالی بود، بلافاصله پس از بارون و قطره هاش روی درختا و همه چیز منظره فوق العاده ای درست کرده بود. کلی عکس گرفتم.

دو: کلاس چت این هفته عالی بود! به حدی خندیدیم که من رسما برست آو لفتر شدم!(Burst of laughter ) خصوصا اون قسمتی که آقای همکلاسی داشت از خریدن یه پک پن* تی توسط مادرشون برای هدیه روز معلم کلاس اول ابتداییش می گفت!!!!!! ینی مردیم از خنده! خصوصا جوری که خودش تعریف می کرد!!!!

سه: 8 شب هست و کلاس تمام شد ولی انرژی مثبت کلاس کماکان همه وجود منو در برگرفته سوار ماشین شدم که برگردم حدس بزنید چه آهنگی گذاشتم؟؟؟
بعععععله جواد یساری!!! ینی تا سی دی رو دیدم گفتم برا منی که همیشه آهنگای لایت گوش میدم الان و بعد این کلاس و حس حال فقط همین میچسبه!!!
خیلی خوب بود شاید 10 سالی بود نشنیده بودم این آهنگارو!

چهار: اوصیکم به شنیدن آهنگ محراب و  صبرایوب از برادر جواد یساری! یه وقتایی بدجور میچسبه!

پنج: سه شنبه که میلاد پیامبر(ص) و تعطیل بود رفتم سراغ کاری که مدت ها بود پشت گوش می انداختمش. یک عالمه سی دی وی دی داشتم که از زمان پیدایش سی دی در منزل ما تا الان جمع شده بود البته چندباری مرتبشون کرده بودم اما انقدر زیاد بودن که کار از هرمدل جای سی دی و اینا که خریده بودم گذشته بود! تو جعبه سی دی های 50 تایی توی یه سبد در دار از اونا که برای پیک نیک رفتن استفاده می کنیم گذاشته بودمشون! خلاصه از ظهر تا شب هی دونه دونه بررسی کردم اون بی اسم هارو چک کردم و همش چشمم به لب تاب بود تاشب! از بینشون هرچقدر کارتون بود خصوصا از کودکی برادرک تا الان و فیلم های ایرانی و... رو جدا کردم که ببرم هدیه بدم به خانه سالمندان و مهدکودک...یک عالمه جمع شد! پیشنهاد می دهم شما هم همین کار رو بکنید.
گرچه خیلی سخت بود جدا شدن از بعضی هاشون مثل Ice age1 و  Incredibles  و رییس مزرعه با اون دوبله های فوق العاده!
یکسری از اون هایی هم که نمی خواستم دور ریختم و خدار و شکر سروسامون گرفتن و به نصف رسید تعدادشون!
خوبیه خونه تکونی و این کارا اینه که کلی چیزای به درد بخور پیدا می کنی یا چیزایی که گم کرده بودی! من این وسط چندین سی دی آهنگ پیدا کردم از قدیما مثه آلبوم مشکی رنگ عشقه رضا صادقی و گلچین های سنتی از بسطامی تا برسه به علیرضا قربانی و البته یک سی دی که روش نوشته بود جواد یساری!!
رضاصادقی و قربانی و جواد یساری رو بردم توی ماشین و داستان آهنگ های یساری تو ماشین این بود.

شش: شب جمعه هست بعد کلاس چت که بالا گفتم توی ماشین در راه برگشت به خانه هستم، نم بارون میزنه و آهنگ محراب یساری پخش می شه... داشتم به کیف کردنم ادامه می دادم که دیدم حیفه مثلا امشب پنج شنبه هست تازه برا اون ور آبی ها شب سال نو هم هست! اصلا حیف نیست برم خونه؟ دلم می خواست یکم بیشتر می چرخیدم تو خیابون.. به دوتا از دوستان صمیمیم که نزدیکشون بودم زنگ زدم که بریم و یه نیم ساعتی بچرخیم و خب طبیعی بود که نتونستن او یکی که باردار بود که صدامو شنید گفت نمیام سرماخوردی :دی البته مهمونم بودن و دومی هم که داشت می رفت مهمونی!!!! به دوستم گفتم ببین من الان پر از انرژی مثبتم! اصلا همینطور موج مثبت داره چکه می کنه از دست و پام هرکی بیاد امشب بریم یکم دور بزنیم کلی روحیش عوض میشه! اونم مرده بود از خنده و می گفت من که میشناسمت اما مطمئنی چیزی نزدی؟؟؟ ها ها ها!
دیگه آخرش زنگ زدم خونه که با خانواده برم،بهشون گفتم بپوشید میام دم در دنبالتون... اونا هم گفتن: حالو ای موقع؟ حالو ای وقت شبی؟؟؟ :دی!! هیچ چی دیگه اونها هم اوکی نشدن!!!
فکر کردید کم آوردم؟؟؟ ینی من از اوناشم؟؟؟ خیر!... روحیه رو حفظ کردم و یاد دوست مجرد روانشناسم که حدودا ده دوازده سالی از من بزرگتره افتادم (دقیق نمیدونم چون هیچوقت نپرسیدم چندسالشه) زنگ زدم. میدونستم پنج شنبه شبا دفترشه. تازه رفته بود خونه، اونم سرماخورده بود اما زود قبول کرد و رفتم برش داشتم!! یه یکساعتی چرخیدیم و کلی هم حرف زدیم و خوش گذشت! اینجاست که باید گفت دم همه مجردا  و مجردی گرم! والا!

هفت: این چه وضعشه عاخه! ینی یه آقای جنتلمن خوش قیافه و خوشتیپ نباید باشه من وقتی حوصلم سر رفته برم بیرون باهاش؟ زندگیه ما داریم اصن؟؟؟

هشت: به آقای خواستگار  جواب منفی دادم!

نظرات() 
مگهان
یکشنبه 20 دی 1394 11:29 ق.ظ
سلااام خانوم، واااای حیف که رشت نیستی من از اینام که هر وقت دوستام بخوان هستم:| یعنی اصولا همیشه هستم نمیدونم من خیلی بیکارم:)))؟! یا اونا خیلی باکارن:دی
--
جواد یساری هیچی یه ریمیکس بهت میدم اونم تو این حال خوب خیلیی جواب میده:)) امیدجهانم توش هست یعنی عااالی نهایت خززز
--
منم کلاس چتتت می خواااام
پاسخ بهسا : سلام عزیزم
وای مگی دیگه اینطوری نمیشه یا من بیام رشت یا تو بیا اینجا!! منم اکثر اوقات پایه هستم و اتفاقا برنامه های یه دفه ای کیفشون بیشتره، اما خب دوست باردار و بسیار صمیمیم تو این زمینه نقطه مقابل منه همه چی باید از قبل برنامه ریزی بشه تقریبا می تونم بگم از وقتی ازدواج کرد خیلی کمتر هم شددیدنمون دلم میگیره اما قابل درکه.
دوست زیاد دارم مگی که باهاشون بیرونم زیادمیرم اما دوست خیلی نزدیک چنتا بیشتر نیستن. یه وقتایی فقط با دوستان نزدیک بیرون رفتن میچسبه که اونام یا متاهلن یا در شرف تاهل یا اصلا یه شهر دیگه ان!
به یک عدد مگهان پایه وباحال تو شهرم نیازمندم!
کلاس چت خیلی خوبه. جات خالی اگر اینجا بودی می بردمت به عنوان مهمان، البته تو که خودت استادی :)
سلام
شنبه 19 دی 1394 12:22 ب.ظ
آره رفتم باشگاه،چهار جلسه رفتم حالا میگه دیگه باشگاه نیست...میایم خونه تون یعنی همه اون دم و دستگاه رو با دو تا مربی میفرستن
اینجوری فعلا من نمیدونم چیکار کنم...فعلا کنسل کردم
داستانی شده،آخه خونه جای ورزش کردنه؟!!
پاسخ بهسا : واقعا؟ ینی به همین راحتی کنسل شد؟؟. البته ایده بدی هم نیست اگر شرایطشو تو خونه داشته باشی.
خیلی ها تو خونه ورزش می کنن. من توخونه بیشتر می رقصم تا ورزش! یا ورزش های کوتاه 15 دقیقه ای و یا حلقه میزنم و یا با تایم هایی که تلویزیون برنامه ورزشی داره ورزش می کنم.
فقط تحرک رو باید بالا ببریم به هر طریقی هست.
سلام
دوشنبه 14 دی 1394 09:18 ق.ظ
کاش تو دوست من بودی...یه دوست با این همه انرژی مثبت عالیه
موافقم دوبله کارتون های قدیمی عالی بودن
پاسخ بهسا : مرسی عزیزم. لطف داری. البته منم مثل همه روزهای بد و خوب دارم اما بیشتر سعی می کنم مثبت باشم.
از xbody چه خبر؟ باشگاه رفتی؟
بودا
دوشنبه 14 دی 1394 07:20 ق.ظ
سلام بهسا بانوی عزیز
چه پست جالبی گذاشتین ! یعنی انرژی مثبتتون از این فاصله هم احساس میشد !
منم یه همچین تجربه ای داشتم ، یه پست گذاشته بودم دربارش که یه روز سوار ماشین بودم که بیام سر کار ، راننده آهنگ جواد یساری گذاشته بود و اونقدر این آهنگ قشنگ بود و میچسبید که من بجای ونک رفتم تجریش پیاده شدم و دوباره یه ماشین گرفتم برگشتم میدون ونک
پاسخ بهسا : سلام
مرسی.خداروشکر که انرژی مثبت بهتون منتقل شده
آره الان که گفتی یادم اومد کدوم پستت بود. چه اتفاقی برای وبتون افتاده؟حذفش کردید؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :