تبلیغات
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار - bussssssssssy!!!!!!!i
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار

bussssssssssy!!!!!!!i

سه شنبه 13 بهمن 1394

نویسنده: بهسا |

این روزا خیلی سرم شلوغه... هم بیرون سرم و هم درونش خیلی شلوغه! دوتا پروژه درست و حسابی رو باید تو چند روز آینده تحویل بدم، یکیش یه پروژه شخصیه که کمی هم دوندگی داره برای تصویبش! و باید مرخصی بگیرم از صبح با این فکر بیدارشدم که کی و چجوری برم دنبالش... از طرف دیگه یه پروژه 4 واحدی هم هفته آینده باید تحویل دانشگاه بدم که خیلی کار داره هنوز، در واقع یه کار گروهی بود که از شانس خوب من هم گروهی محترم در تدارک ازدواجه وتو این ترم به ندرت اومده و کار کرده، فک کن منم که با این همه مشغله باید جور اونم بکشم! بهش دیشب میگم جمعه بیا از صبح تا عصر کار کنیم میگه نمیتونم اسباب کشی دارم!!!!! واقعا متوجه نیست که به ته ددلاینمون رسیدیم؟؟؟؟ ینی تعهد به کار گروهی و مسئولیت داشتن براش تعریف نشدست!! خیالش راحته دیگه که به هر بدبختی هست ما کارو جمع می کنیم... شرایطش قابل درکه اینو به خودشم میگم حتی بهش گفتم یکم برنامتو عوض کن تو تعطیلی هفته بعد میام کمکت حتی! چون واقعا وقتی نیست اما .... حداقل تو این شرایط بهتره یه عذرخواهی بکنی و بگی میدونی وظایفتو به ما محول کردی نه اینکه خیلی راحت بگی نمیام! جالب اینجاست از وقت کم و گرفتاری های منم خبر داره! واقعا اگر کار تکی برمیداشت می خواست چکار کنه؟ینی کاملا معلومه که دلم از دستش پره!
از یه طرف دیگه یه چکیده دیگه دادم برای یه همایش که باید مقاله کاملو تا چند روزآینده براشون بفرستم و فکرم آزاد نیست براش که بهش برسم.
تو محل کارهم سرمون خیلی شلوغه این چند وقت!
باشگاه هم دارم میرم و وقتی برمی گردم واقعا خسته ام چون خواب بعد از ظهر هم ندارم، پیاده روی ولی فرصتی براش ندارم! از طرفی بعد مدت ها هفته اینده یه سفر برفی با هزینه محل کارم و به همراه خانواده برام مهیا شده و منم موافقت کردم با رفتن! اما الان موندم اگر کارام تمام نشه چکار کنم؟ از طرفی اگر نرم کل هزینه هتل و غیره از حقوقم کم میشه و واقعا هم دوست دارم برم ولی خب وقتی فکرت مشغوله آخه چه لذتی داره؟
یه عالمه دغدغه های ریز و درشت دیگه هم هست درکنار اینا که بماند.... اینطوری هم نیست که برنامه ریزی نکنم براش ولی واقعا فکر نمیکردم  دوستم اصلا همکاری نکنه و تصویب طرحم با مانع مواجه بشه!
دیروزم به عروسی دوستم برای عید دعوت شدم و دغدغه اینو دارم که حتما به وزن دلخواهم تا اون موقع برسم اما میترسم که نتونم اون انرژی لازمو براش بذارم حداقل این چند وقت!
خلاصه که بیشتر از کارهایی که باید انجام بدم فکرم مشغوله و یه حالتی دارم که با کلی فکر بخواب میرم و صبح تا چشم باز می کنم همشون میان جلوی چشمم!!!
میدونم آخرش همگیشون به سرانجام میرسن، به خوبی هم به سرانجام می رسن اما نمیتونم بی خیال باشم!
با وجود همه اینا میدونم که جذابیت زندگی به همین هیجاناتشه، زندگی یکنواخت حس راکد بودن بهم میده،
به همین دلایل کمتر به وب نویسی میرسم اما به همه دوستان سر می زنم.
براتون آرامش فکر آرزو می کنم، برای آرامش فکرم دعا کنید.... لطفا!


نظرات() 
سلام
سه شنبه 13 بهمن 1394 03:48 ب.ظ
وااااااااای از این آدم های بی مسئولیت نگو که دلم پره،کارشون رو میندازن رو دوش بقیه
امیدوارم به وزن ایده آلت برسی
به اون برنامه مسافرتت هم برو خیلی تاثیر داره ،روحیه ات عوض میشه،فکرت آزاد میشه،یه خرده به خودت استراحت بده دختر،همش بدو بدو
پاسخ بهسا : ممنونم سلام جان
حتما میرم نمیشه کنسلش کرد الان، گرچه ترجیح میدادم که بعد از اتمام کارام باشه که با فکر آزاد لذتشو ببرم.
ای امان از این وزن ایده آل! من بهش برسم یه سور وبلاگی می دم
مطمئنم که بلخره بهش میرسم
مرسی که هستی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :