تبلیغات
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار - اندر احوالات بی خوابی!
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار

اندر احوالات بی خوابی!

دوشنبه 14 تیر 1395

نویسنده: بهسا |

خب باید بگم که یکم دیگه ماه رمضان ادامه پیدا کنه دچار insomnia مزمن می شوم!
سخت ترین قسمت ماه رمضون برای من توی این 6 سالی که کار می کنم بی خوابی شبانه هست! سه سال اول انقدر سخت نبود چون صبح با یک ساعت تاخیر میومدیم سرکار ولی سه سال اخیر...
بگذریم...به دو دلیل، اول  اینکه می دونم بهره معنوی از عبادت در ماه رمضان نبرده ام و صرفا روزه گرفتم و بهتره همونم با این حرفا خرابش نکنم و دوم هم اینکه کلا ما علاقه عجیبی به کمیت داریم تا کیفیت و بهره وری و راندمان کاری!
این بود که تقریبا دهه اول ماه که گذشت کم آوردم! تصمیم گرفتم که سحر بیدار نشم چون من به طور عادی هم بیدار می شدم، آب و مقداری میوه می خوردم و غذا نمی خوردم دیدم همینم خیلی بدخوابم می کنه وبهتره خوابم رو بیشتر کنم . آخه وقتی ساعت 1، 1.5 می خوابم بعد 4 بیدارشم و دوباره 5 بخوابم و اگر خوابم ببره 6.5 باید بیدار می شدم! عملا خواب شبانه ام 3 تا 4 ساعت شده بود!
واقعا سرکار اذیت می شدم
ولی انگار هرچی پیش رفتیم بدتر شد!
توی هفته اخیر اصلا دیگه خوابم نمی برد شب ها! البته دیدن فوتبالم بی تاثیر نبود:) اما ساعت 2 که میومدم بخوابم یهو تا 4 صبح خوابم نمی برد و یه عالم فکر و خیال میومد تو سرم!
خلاصه که  پریشب گفتم منو سحر بیدار نکنید! و تا خود اذان بیدار بودم وهی هم به یاد یه مساله اعصاب خوردکن میوفتادم و بدتر می شدم درحدی که می خواستم گریه کنم! ناچارا وای فای گوشیمو نزدیک 4 روشن کردم و دیدم مگی ساعت 1.5 پیام داده بوده ، حدس زدم آنلاین باشه جوابشو دادم، آخه قربونش برم به طور عادی شب زنده دار هست چه برسه به تو این ماه مبارک! یکم حرف زدیم و آروم شدم و بعد نماز خوندم و فکر کنم 5.5 بود که خوابم برد و به زور 7 بیدار شدم! ینی با یه بدبختی خودمو کندم از تخت و اصلا چشمام باز نمی شدند! به سرویس که نرسیدم خواستم ماشین بردارم دیدم اصلا توان و تمرکز رانندگی ندارم! رسما نیمه خواب داشتم می رفتم، دیگه زنگ زدم آژانس! ولی خیلی له بودم از بی خوابی در طول روز! دیروز واقعا اوجش بود!
وقتی برگشتم خونه تا 7.5 عصر خوابیدم یکسره!
شب گذشته هم این اتفاق تکرار شد..
از ساعت  1 رفتم توی تخت و باز از این دنده به اون دنده و... با این تفاوت که برعکس پریشب فکر ها و نقشه های خوب اومده بود تو سرم و خوب 4.5 ساعت خواب روزانه هم بی تاثیر نبود.  ... تصمیم گرفتم حرص نخورم و بپذیرم که ساعت بیولوژیکی بدنم کاملا بهم ریخته....و با خودم گفتم بعد ماه مبارک انشالا درست میشه! برای همین حسم بهتر از پریشب بود و این نخوابیدن رو برای خودم سختش نکردم....دوباره وای فای...دوباره اینستا گردی...نزدیکای سحر بود دیدم چقدر گرسنه ام هر چی بی خیالش می شدم گرسنه تر می شدم آخه افطارم فقط نان و پنیر و گردو خورده بودم و کمی سوپ!
دیشب دیدم که مامان کته گوجه فرنگی خوشمزه ای برای سحر داشت درست می کرد! نخندید ولی من برنج نرم دوست دارم خب! تازه آب گوشت و کوفته قلقلی هم زده بود بهش! تصمیم گرفتم با لبخند بلند شم و برم با خواهر و برادر سحری بخورم!

از اونجا که من سحری نمی خوردم، همش تاکید می کردم به مامان کم درست کنن که باقی نمونه... دیدم خواهر و برادر مشغول خوردن هستن، چیزی حدود یک کفگیر ته قابلمه بود ... گفتم خب بهتر! کمتربخورم راحت ترم! کشیدم و اومدم و نشستم پشت میز!
داداش جان من کلا کم غذاست و اصلا هم بد غذا نیست و مثه بعضی از پسرها که حتما باید غذای فلان جور بخورند و همیشه پلو بخورند نیست! کلا من کمتر دیدم هوس چیزی کنه و بخواد براش بپزیم ولی خب ما و خصوصا مامان هواشو داریم ولی کلا قربونش برم باشه می خوره نباشه هم اصلا غر نمی زنه ولی خب چون توی خوابگاه می مونه و با وضعیت غذاهای اونجا، وقتی میاد حسابی بهش می رسیم..
بشقابشو که خورد من دیدم بلند شد گفتم چی می خوای گفت خوشمزه بود می خوام برنج بکشم!
 عزیزکممم!
سرخ و سفید شدم !
هیچ چی دیگه قابلمه رو آورد سر میز و نصفه شبی افتادیم به جون ته دیگش!!!! البته برای داداش!
 پنیر و هندوانه و مربا و اینام سر سفره بودا اما خب دیدید غذای کم یهو خوشمزه تره؟
کلی هم خندیدیم
دیگه کار کشید به پرتاب کوسن بهم دیگه و بازی اینکه کی نشونه گیریش دقیق تره!!!
میدونم خب!!! می دونم سحر وقت مناجات و ایناس!! ولی سعی کردیم حس بازیمون در اون لحظات عرفانی باشه!!!
کم مونده بود همسایه ها بیدار بشن که به راه راست هدایت شدیم و رفتیم نماز خواندیم و دوباره پروسه خوابیدن! برای من!
هممون متفق القول خوشحال بودیم که بلخره یک سحر همگی دورهم بودیم و حالا که داداش اومده همه افطارها بلااستثنا دورهمیم خدارو شکر!
بعد از نماز رفتم توی تخت و آباژور تختمو روشن کردم و کتاب برداشتم و شروع کردم به خوندن و دیگه به خودم استرس ندادم که وای نخوابیدم! حالا چکار کنم!
یکم بعدم چراغو خاموش کردم و خوابیدم حدودا یک ساعتی و بعدهم که اومدم سرکار
بیدار شدن یکم سخت بود،  چون تازه خوابم برده بود اما خدا روشکر سرحالم برخلاف دیروز...
خواستم حالا که ماه رمضان رو به اتمامه حال سحر امروز رو هم ثبت کنم...

+ خانم ها بیشتر از آقایون به خواب احتیاج دارند، اینو می دونستید؟

+دیشب سر یه جریانی تصمیم گرفتم وبمو فعلا از دسترس خارج کنم... داشتم دق می کردم! صبح مجددا منتشرش کردم بی خیال خرمگسان معرکه!

خیلی کوتاه بود.. فقط یک شب! فکر کنم اصلا کسی متوجه نشد.

+ ظهر هم زیاد نمی تونم بخوابم قراره بریم سینما! زنده بمونم از این بی خوابی ها، صلوات!


+ روزهای آخره... که منتظرش بودیم و نبودیم ... هم خوشحالم و هم غمگین! دلخوشم به " بُر" خوردن اتفاقی اون وسط مسطا بین بنده های خوب خدا... به امید اینکه چیزکی هم توی دستای من بذاره....

+ میشه برام دعا کنید؟ لطفا...



نظرات() 
هانی
چهارشنبه 23 تیر 1395 11:52 ق.ظ
رمضون امسال برای منم بد بود. و از همه چیز مصیبت تر اون بیدار شدن ساعت شیش صب! آخه یکی نبود بگه کی حال داره بره سر کار سر صبی که ساعت کاری شده هفت؟ آخ آگه پیدا کنم اونی که بنای هفت صبح رو گذاشت!!
پاسخ بهسا : نماز روزه هاتون قبول
وای می فهمم حالتونو
لطفا پیداش کردید سلام خیلی!!! مخصوص منو هم بهش برسونید:)
مهدیس
سه شنبه 15 تیر 1395 12:49 ب.ظ
من خواااب دووووسسسسس:.هیچ سالى انقد خوابالو نبودم ک امسال شدم دقیقاسال حیاتیه کنکور|:
من همیشه سرنماز اولین کسایى ک یادم میاد شما و مگهان خانوم هستید بعدم بقیه خانواده ودوستان و وبلاگ نویسان ى جورى عجیبى دوسداشتنى هستین.اگرچ هیچوقت موفق نشدم با گوشى برا وبلاگ مگى نظربذارم): برا منِ کنکورى هم دعاکنید^-^
پاسخ بهسا : مهدیس مهربون ازت خیلی ممنونم
خیلی به من لطف داری گلم
انشالا حتما موفق می شی، می فهمم سال کنکور برای منی که تلویزیون نمی دیدم برنامه کودکم جذاب بود!!!!
ولی ببین نگران نباش و امید وار باش و تلاشتو بکن و بقیشو بسپار بخدا
من مطمئنم که قبول میشی
برات دعا می کنم حتما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :