تبلیغات
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار - جمعه های غرور و افتخار!
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار

جمعه های غرور و افتخار!

شنبه 30 مرداد 1395

نویسنده: بهسا |

عصر جمعه بود.. نشسته بودم و درحالی که به خورد کردن خیاری که دستم بود برای سالاد شیرازی دقت می کردم، یک چشمم هم به تلویزیون بود و مسابقات المپیک رو دنبال می کردم. شبکه ورزش!
لیلا رجبی اومد که پرتاب کنه، زل زدم به صفحه تلویزیون... پرتاب کرد..قطعا باهمه ی دلش و روحش و توانش پرتاب کرد... اما نتیجه رکورد بالایی نبود و اینجا بود که درافشانی مجری و کارشناس محترم که حتما همه در جریانش هستید شروع شد! من واقعا شکه شده بودم که چطور انقدر راحت و روی آنتن زنده ورزشکاری رو که حتی یک لحظه هم در شرایط قبل و بعد و حین مسابقه اش نیستند رو قضاوت می کنند؟ صرفا اینکه چهره شون به نظر اونها خونسرد اومده دلیل نمیشه که فکر کنند ورزشکار اهمیتی به کارش نداده وغیرت نداشته! واقعا در کجای دنیا قهرمانی رو با صرف یک باخت اینطوری تخریب می کنند؟ و ازهمه مهمتر آیا سایر قهرمانان مرد ما که علی رغم تلاششون موفق نبودند به زعم کارشناس محترم بی غیرت نبودند و فقط خیلی راحت به یک بانوی ورزشکار چنین حرفی زده شد؟ اونم کسی که ملیت دیگری داشته و با گرفتن ملیت ایرانی بارها و بارها به تنهایی اسم ایران رادر میادین بین المللی در حوزه دو و میدانی بانوان مطرح کرده؟ اگر اسم این غیرت نیست پس چیست؟ اصلا متوجه سختی و محدودیت های ورزشکاران بانو و محجبه ما نسبت به ورزشکاران سایر کشورها هستید؟قطعـــــــــــــا نیستید! ....
به تمام این ها با حرص و ناراحتی فکر می کردم و... خداروشکر کردم که مهمان داشتیم و ذهنم از این مساله دورشد.
عصر جمعه غمگینی بود!
و البته خداروشکر که مردم در این زمینه حمایت کردن از قهرمان شون و از دلش در آوردن ولی خب بازهم نفهمیدم چرا کارشناس مربوطه حتی زحمت یک عذرخواهی رو به خودش نداد! نمی دونم کی درک می کنیم که عذرخواهی نشون دهنده منش و شخصیت والاست و نه کوچک شدن!
در راستای این پست شاید باید حالا حالا ها فقط به فرهنگ قدردانی و عذرخواهی پرداخت و کار کرد!



یک هفته گذشت و جمعه ای دیگر! از اول مسابقات منتظر بازی کیمیا علیزاده بودم و با توجه به سابقه درخشانش مطمئن بودم که حتما مدال میگیره و خدا می داند که چقدر سرِ بازی دومش حرص خوردم و بالا و پایین پریدم! جانانه جنگید! به زعم همه و واقعا حقش برد بود اما چه میشه کردکه رقیب هم جانانه می جنگید و المپیک رقابت لحظه هاست! تا مشخص بشود که می تواند شانس برنز داشته باشد لحظه شماری کردیم با برادر وخواهر!



تا ساعت 2 نصف شب جمعه هم بیدار بودم ولی می دونستم که اگر تا5 بیدار بمانم و از اونجایی که توی روز نمیتوانم بخوابم روزخیلی بدی خواهم داشت! کیمیا رو با هزار امید سپردم به خدا و رفتم خوابیدم. اما صبح که بیدار شدم اولین کاری که کردم وقتی هنوز چشمام کامل باز نشده بود توی تخت این بود که اینترنت موبایلمو فعال کردم و پیج المپیک رو باکلی بیم و امید بازکردم و وقتی که چشمم به عکس کیمیا و پرچمی که پراز عشق و غرور بود افتاد خیالم راحت شد!
این دفه جمعه ام با بهترین خبری که می شد آغاز شد و تاریخ سازی یک دختر بی نظیر ایرانی!
برای همیشه نامش به عنوان اولین زن ایرانی برنده مدال المپیک و جوانترین برنده مدال المپیک ایران ثبت خواهد شد!
دو عنوانی که هرکدوم به تنهایی می تواند آمال و آرزوی میلیون ها نفر باشد!
مبارکت باشد دختر شایسته ی ایران!
خدا میدونه که از دیروز هردفه اسمش میاد یا فیلمشو می بینم و یا دربارش می خونم اشکام رو به زور کنترل می کنم! اصلا انگار غدد اشک شوق من نسبت به اسم کیمیا و این نقطه عطفی که در تاریخ ورزش ایران به وجود اورد حساس شده! و چه جمعه ای بود که با مدال های برنز و طلای کشتی آن هم اینطور با اقتدار و مردانه و جانانه تمام شد!

کاش این جمعه ها همیشه باشند و تکرار شوند و تمام نشوند!

جمعه های غرور و افتخار!


پ.ن1: پیام تبریک آقای روحانی برای کیمیا خیلی زیبا بود و بیشتر از همه اشکمو در آورد!


پ.ن2: اون لحظه که آقای پولادگر با کیمیا حرف می زد و مهدی بی باک به او می گفت که ما پشتتیم قطعا آرامش خیالی بوده برای کیمیا! و چقدر حس خوبیست که بدانی که مردانی قهرمان پشتت هستند و هوایت را دارند. مهدی بی باک چقدر خوب می دانست که در این لحظه به یک دختر چه باید گفت که دلش قرص قرص بشود!


پ.ن 3: من هنوز از دیدن صحنه فیتیله پیچ در فیتیله پیچ! حسن یزدانی ذوق مرگم!!!!!  مگه داریم اصلا؟؟! آخه اینجور زیبا همه را بردن و بالا رفتن معرکه نیست؟؟؟؟؟


پ.ن 4: خدا رو شکر!





لبخندت جاودانه! کیمیاترین کیمیای ایران!



نظرات() 
نفس
یکشنبه 7 شهریور 1395 11:25 ب.ظ
واقعا پیروزی شیرینی بود، آفرین به دختران پرتلاش سرزمینم
پاسخ بهسا : هزار بار آفرین
بودا
یکشنبه 7 شهریور 1395 07:59 ق.ظ
در تمام روزهایی که مسابقات در جریان بود تلویزیون خونه ما بصورت شبانه روزی روشن بود و من و برادرم و پدرم بصورت متناوب مسابقات رو دنبال میکردیم
جوونای میهن عزیزمون با کمترین امکانات و حمایتها نتیجه های خوبی گرفتن و در همین حال رسانه ملی بجای تشویق اونها طوری که دیدین و شنیدین در افشانی میکرد
و این درحالی که شما با توجه به تعداد دیشهای ماهواره ی روی پشت بوم خونه ها به راحتی میتونی به عملکرد همون نوابغ حاضر در رسانه ملی نمره بدی
حتی گاهی در بعضی مسابقات خودم دیدم و شنیدم که بعضی از ورزشکارای خارجی رو بخاطر رنگ پوست یا ملیتشون با القاب و عناوین خیلی زننده ای توصیف میکردن
من نمیدونم چرا به کار این رسانه عریض و طویل با بودجه سرسام آور کوچکترین نظارتی نمیشه واقعا ؟
پاسخ بهسا : حرف حساب جواب نداره دیگه، انشالا که از این به بعد بیشتر به گفتارشون و سایر موارد دقت کنند.
مریم
چهارشنبه 3 شهریور 1395 09:33 ق.ظ
سلام بهسا چون
چه متن خوبی نوشتی . خدا رو شکر که خوشحال و سرحالی . کلا بعضی مردم نمی دونم فکر می کنند جایکاهشون چیه که خودشون رو محق می دونن دریاره مردم هر طور دلشون می خواد صحبت کنند !
آفرین به کیمیا غرور ملی ایران .
پاسخ بهسا : سلام مریم جونم
ممنونم عزیزم. لطف داری
آره واقعا متاسفانه خیلی هم ادعا دارند و محق می دونند!
امیدوارم تو هم همیشه سرحال و خوب باشی
سمر
دوشنبه 1 شهریور 1395 09:37 ب.ظ
خیلی پیروزی لذت بخشی بود به خصوص با سن کم کیمیا
پاسخ بهسا : واقعا عالی بود
سن کمش به امید رو به آینده و موفقیت های بعدی خیلی بیشتر می کنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :