تبلیغات
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار - می بخور منبر بسوزان، مردم آزاری نکن!....نکن!!!!
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار

می بخور منبر بسوزان، مردم آزاری نکن!....نکن!!!!

شنبه 28 اسفند 1395

نویسنده: بهسا |

عصبانیم، عصبانیم، عصبانیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اول از همه بگم که نمی خوام که آخر سال و آخرین شنبه سال و شروع هفته رو انرژی منفی بدم ولی خب واقعا عصبانیم!
اصلا حالم مثل اون آیکنه هست که داره موهاشو میکنه از عصبانیت!نههه صدپله بدتره!
بخدا مردم آزاری بده! ای خدا به من صبر بده! که این همسایه عوضی رو بتونم تحمل کنم! بخدا همسایه انقدر مهمه که حتی می تونه ارث ببره در دین ما! همسایگی حرمت داره بخدا حرمت داره!
به زور دارم جلو خودمو میگیرم الفاظ بد به کار نبرم!
یه همسایه خدانشناس و بی فرهنگ داریم!!!که بخدا نمی دونم از کجاش بگم!!
از اون ماشینایی که از اول کوچه تا آخر کوچه و جلوی خونه ما پارک می کنه چون خرید و فروش ماشین می کنه و هزار بار ازش خواش کردیم ماشیناشو جلو خونه ما نزنه که بتونیم ماشینمونو بیرون بیاریم یا ببریم تو حیاط ولی کو گوش شنوا!! کو شعور؟؟؟؟؟
علاوه بر  اون یه سگ گنده دارن! سگ که نیست گرگه رسما! که چند وقت پیش از سرو صداش اون یکی همسایه شکایتشونو کرده بود اما خب ما توی عالم همسایگی گفتیم چیزی نگیم!
تمام دیشبو همین سگ لعنتی نگذاشت بخوابم!!!!!!
الان چند وقته همین مصیبته! صبح و ظهر و شب به طور متناوب صدای به هم خوردن محکم در حیاطشون که چسبیده به حیاط ماست رو می شنیدم، فکر می کردم که خودشون هستن که هی بیرون میرن و میان و در رو محکم!!!! می کوبونن! ولی دیشب که تا صبح نگذاشت بخوابم فهمیدم نه! اون سگ لعنتیه که دو دقیقه یک بار خودشو می کوبونه به در آهنی حیاط و زوزه می کشه!!! نمی تونید تصور کنید چقدر صداش وحشتناکه! تمام اعصاب کوچیک و بزرگ وجودتونو به چالش می کشه!
فقط تصور کنید صبح جمعه که تنها صبحی هست که میشه یکم بیشتر خوابید هفت صبح از صدای این سگ بیدار بشی بعد کل روز رو تا دقیقا دوازده و نیم شب خونه تکونی کرده باشی خسته و کوفته! و فرداش هم که امروز باشه بخوای بیای سرکار و اونوقت تانتونی بخوابی تا خود صبح!
ینی خدا می دونه چی کشیدم دیشب! رسما گریه کردم دیگه از دستشون خیلی خانومی کردم که نرفتم ساعت 3 نصف شب در خونشون! من کلا کم خوابم و وقتی خسته باشم و نتونم همون یکم خواب شبو هم داشته باشم کلافه میشم! و وقتی به این فکر می کردم که صبحم نمی تونم بخوابم بیشتر کلافه و عصبی می شدم! مشکل اینجاست که فقط هم دوست دارم روی تخت خودم بخوابم! بی خوابی و این فشار عصبی صدای در که روی نروم بود باعث شده بود هر آدمی که بهم بدی کرده بود هم اومده بود تو ذهنم و مدام خاطرات بد تو ذهنم مرور می شد و مدام حرفایی که هیچ وقت نگفتم و چند بار تو ذهنم بهشون می گفتم و حرص می خوردم! دست چپم شروع  کرد به تیر کشیدن! همین الانم کم و بیش درد می کنه! نفهمیدم کی دیگه دم دمای صبح خوابم برد که با زنگ ساعت 6.5 بیدار شدم! تمام بدنم میلرزید( من وقیت شب نتونم بخوابم صبح بدنم می لرزه بخاطر کمبود خواب)
چشمام ورم کرده حسابی! لباس پوشیدم و به مامان که بیدار شده بود گفتم که نخوابیدم و میخوام برم دم درخونشون! مامانمم اومد! زنگ زدم و به خانومه گفتم بیاد توی حیاط ما که صحبت کنیم،(یعنی حتی نخواستم جلوی درخونشون و مردمی که رد می شدن باهاش حرف بزنم هرکی دیگه بود آبروشونو می برد بخدا!) بهشون میگم ما تاحالا شما رو اذیت کردیم تا حالا صدای ما رو شنیدید؟ میگه مگه ما اذیت کردیم؟؟؟؟
اونور دنیا که سگ دارن و تو می خوای اداشونو در بیاری همه جوره هم مسئول سگشون هستن و صاحب سگ باید حتی باغچه خونه کسی رو سگ لگد کنه جوابگو باشن! حتی باید فضولات سگشون رو در مکان های عمومی هم بردارن و تمیز کنن اونوقت اینا از سگ داشتن فقط آوردنش تو خونه و کلاس بی خود گذاشتن و سلفی باهاش گرفتنو یاد گرفتن!؟ نمی فهمید مسئولش هستید؟ برای من مهم نیست طرف اصلا گودزیلا بیاره و ببنده تو خونه ش! خودش می دونه! دوست داره اما تا وقتی که به دیگرون آزار نرسونه! حق کسی پایمال نشه!
حالا جالبه که حرفشم این بود که جایی ندارم ببرمش و دخترم خیلی بهش وابسته هست!
همین؟؟؟؟؟
خدایی همین؟؟؟؟
غلط کرده که وابسته ست! وابسته هست ببره تو تخت خودش بخوابوندش که سرو صداش بقیه رو اذیت نکنه!
میگم ببندینش اقلا که خودشو به در نکوبه می گه نمیشه بدتر می کنه!!!
ینی کارد می زدی منو خونم در نمیومد!!
خب می خوای ما بریم از اینجا شما و سگتون اذیت نشید یه وقت!
جالبه که میگه من هرجا می رم به صابخونم می گم سگ دارم! میگم خب همین تمام شد؟دیگه رفع مسئولیت شد؟؟؟
بهش میگم خانوم من صبح باید برم سر کار حداقل شب باید بخوابم دیگه، خدا رو خوش میاد؟ فقط تصور کنید که اینطوری و با این اعصاب خورد صبحتون رو و هفته تون رو شروع کنید! شما سگ میخواید یا اینکه دعای خیر پشت سرتون باشه؟ اینهمه آدم اذیت بشن که دختر لوس تو یک ذره منطق نداره که خودخواه نباشه؟ البته خب حق داره از کی باید منطق و شعور و احترام گذاشتن به حقوق دیگرون رو یاد می گرفت!!!!
میگه ما یه ماه دیگه میریم! میگم خانوم من یه شب دیگه هم نمی تونم بیخوابی تحمل کنم! یک ماه ؟؟؟
من این عید رو در مقابل اصرار مامانم به مسافرت هیچ جا نرفتم چون می خوام تو خونه باشم و استراحت کنم خیر سرم!!!! آخه فقط همین 5 روز عید رو دارم تو کل سال!!!
اونوقت  اینطوری؟؟؟ جنگ اعصاب؟؟؟
وای که دیشب دلم میخواست نارنجک داشتم پرت میکردم تو خونشون رسما کل ساختمونشون میرفت تو هوا!!!!!!
خلاصه که عصبانیم بد جور و باید می نوشتم که کمی آروم بشم!
فقط دعا کنید که تا امشب شعورشون برسه و یک فکری به حالش بکنن! وگرنه بعید می دونم دووم بیارم!

پ.ن: شما رو بخدا اول فرهنگ سگ داشتن رو یاد بگیرید و بعد نگه دارید! سگ بزرگ مال یه حیاط فسقلی نیست!

پ.ن2: وجدان داشته باشید!وجدان، وجدان، وجدااااااااااااااااااان!

پ.ن3: یادبگیرید به حقوق مردم احترام بگذارید! مراعات همسایه رو بکنید!

پ.ن4: لطفا!

نظرات() 
نفس
چهارشنبه 9 فروردین 1396 01:40 ق.ظ
سلام عزیزم. سال نو مبارک. دقیقا میفهمم چی میگی. امیدوارم البته که مشکل حل شده باشه و آرامش برگشته باشه.
ما هم دقیقا با همین مشکل همسایه ی بی فکر و سگ های وقت نشناس مواجه ایم شدید. اونم نه یه سگ و چند تا که شب ها یهو حس سمفونی اجرا کردنشون گل میکنه و همه با هم شروع میکنن به واق واق کردن.
پاسخ بهسا : سلام نفس جان
چطوری؟
امان از رعایت نکردن همسایه ها!
گفتم وبلاگ رو بوسیدی و گذاشتی کنار دختر! دلم برات تنگ شده بود
سال نو تو هم مبارک
بودا
دوشنبه 7 فروردین 1396 11:32 ق.ظ
سلام بهسا بانو . سال نو مبارک
چقدر جالبه که پست شما مصادف شد با ورود هانی به زندگی من !
هانی کیه ؟ خب سوال خوبیه
هانی یه سگه . یه سگ بی نهایت خوشگل و مهربون از نژاد شیتزو تریر عسلی رنگ ...
اسمشم خودم انتخاب کردم چون هم خیلی شیرین و مهربونه هم رنگش دقیقا مثل عسل میمونه
و در مورد پستتون که ناراحتی از بی فرهنگی کاملا در اون مشخص بود
میدونین ... همونطوری که نوشتین انتخاب یه موجود دیگه بعنوان دوست و همدم باید با بررسی و فکر انجام بشه وگرنه مثل خیلی کارهای دیگه جواب معکوس میده یا اسباب دردسر میشه
سگ هم از اون موارد هست
ضمن اینکه میتونه یه دوست بی نهایت خوب باشه اگه درست انتخاب نشه بیشتر دردسر میشه تا دوست
برای خونه های اکثر مردم که آپارتمانی هست نژادهای کوچیکتر ، کم سر و صدا و آروم توصیه میشه مثل شیتزو یا تریر یا ترکیب این دو که هم رنج قیمت مناسبی دارن ، هم با بچه ها و اهل خونه زود دوس میشن و هم ریزش موی کمی دارن
ولی خب هستن آدمایی که برای یه خونه پنجاه متری توی تهران سیبرین میگیرن
خب اینطور آدما هم باید بی عقلیشون رو یجوری نشون بدن دیگه
بخدا آدم دلش میسوزه
نه بخاطر پول کلانی که اون آدم بی عقل داده بلکه برای بقیه که مجبورن سر و صدای اون سگ رو تحمل کنن و حتی خود سگ که توی گرمای این مملکت و مخصوصا تهران کلافه میشه
فکرشو بکنین سگی که باید مناطق سردسیر باشه اومده توی یه خونه آپارتمانی توی منطقه گرمسیر
برای مشکل شما راه حلی به ذهنم نمیرسه مگر اینکه دعا کنین زودتر این همسایه ی بی فکر از اونجا برن
ما هم نمونه های دیگرشو داریم
چون بیشعوری یه جورایی توی این مملکت عمیق تر از جاهای دیگه هست متاسفانه
با همه ی اینا سال خوبی براتون آرزو میکنم
خدا حفظتون کنه
پاسخ بهسا : سلام
سال نو شماهم مبارک بودای عزیز
خب فک کنم واقعا عصبانی بودم سر این پست و این عصبانیت مشهود بود کاملا
من زیاد از نژاد سگ و اینها سر در نمیارم ولی این سگ مذبور فک کنم هاسکی باشه که کاملا شبیه گرگه! اصلا خود گرگه!
و واقعا دل من برای خود سگه هم می سوزه چون حیاط 70 متری اونجا براش مثل قفس می مونه و خب داخل خونشون هم که نمی برنش و از طرفی وقتی هی خودشو به در می کوبید یعنی میخواد بره بیرون دیگه طفلک!
فعلا خداروشکر خبری ازش نیست!
امید که حالا که خیلی ها علاقمندند به نگه داشتن سگ فرهنگ نگهداریشو هم داشته باشن.
مطمئنم شما مراقبید که نه به سگ و نه به ساکنین خونه و همسایه ها آزاری نرسه
منم سال خیلی خوبی براتون آرزو می کنم. شاد و سلامت باشید
مهدیس
جمعه 4 فروردین 1396 12:58 ب.ظ
سلام بهسا جانم عیدتون مبارک عزیزم(: قشششنگ درکت میکنم ینى وقتى میخوندم پستو دوباره بغض کردم چون دوروزه منم از دست ى سرى ادم بى مسئولیت کارم شده دعوا و گریه.ما تاپارسال همسایمون دعوامیکرد همش ترس اینو داشتیم ى قابلمه از دیوارشون نیاد تو حیاط چون تابستونا توحیاط ب سرمیبرم قشنگ حالتو درکردما..خداامسالو بخیرکنه خیى ناراحتم.
پاسخ بهسا : سلام مهدیس جانم
عید تو هم مبارک عزیزم
چقدر بد که چنین تجربه ای تو هم داشتی. نگران نباش ولی انشالا امسال همه چی بهتر میشه.
سلام
دوشنبه 30 اسفند 1395 01:59 ق.ظ
واقعا جای تأسفه،آخه سگ بزرگ برای خونه های پرته که حالا مثلا دزد نیاد نه وسط شهر و بین آپارتمان ها،اونم اینجوری که مخل آسایش همه شده
برو ازشون شکایت کن،یعنی چی اینقدر مراعات میکنی، اونا هم بی شعورن دارن سوءاستفاده میکنند
پاسخ بهسا : ای بابا سلام جان چی بگم!فعلا یکم کمتر شده سروصداش ولی باورت میشه پریشب هم ینی شب عید ساعت 4 صبح هممون از صدای زوزه هاش بیدارشدیم؟طوری که این زوزه میکشه گرگ کوهستان نمیکشه! بیچاره خودش هم میخواد از این خونه بره چون واقعا براش کوچیکه ولی کیه که متوجه باشه!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :