تبلیغات
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار - یه ظهر برفی
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار

یه ظهر برفی

یکشنبه 3 اسفند 1393

نویسنده: بهسا |



من الان نشستم پشت میزم و دارم به منظره بارش برف نگاه می کنم ...واقعا انقد که من از بارش برف و بارون انقد ذوق می کنم همکارام زنگ زدن و بهم میگن حواست هست داره برف میاد!!!
خدایا شکرت!
از سرمای دیشب معلوم بود این روز برفی!
آخه من دیروز بعد از کارم رفتم کلاس و ماشین نداشتم تا رسیدم خونه فک کنم استخونام هم یخ زدن!
امروز م کلاس دارم! خدایا! چه برفی! اولش که گرفت فک نمی کردم انقد جدی باشه!
نظرتون چیه کلاسو بپیچونم برم خونه گرم ونرم کنار بخاری بخوابم و کتاب بخونم؟؟
عاشق برفم اما نمیدونم چرا امروز یکم نگرانم! شاید تجربه سال قبل که خیلی ها تا نیمه شب تو ماشیناشون تو سرما و برف گیر افتاده بودن تو خیابونا نگرانم می کنه!
این اولین برف جدی امساله، یکی دوباری سوز برف اومد اما زود آب شد یه هفته کامل بارونی هم داشتیم تا پریروز! خدایا شکرت بابت اینه رحمت و برکتت فقط امیدوارم همه تو این هوا یه جای گرم برای موندن داشته باشن! خدایا خودت هوای همه رو داشته باش!
آخه میدونید پنج شنبه صبح که من می خواستم بیام سر کار از شب قبلش همینطور بارون میبارید و بعد من یه جوون کم سن و سال رو بیرون با چمدون زیز بارونا دیدم مامانم دیده بودش از پنجره بیچاره حتی نرفته بود زیر یه سایبون وایسه! داداشم رفت ازش یه پرس و جویی کرد... گفته بود 19 سالمه و نصف شب رسیدم اومدم به مادربزرگم سربزنم اما خواب بودن و درو باز نکردن!!! بعد رو نیمکت زیر بارونا نشسته تا صبح! فک کنید! نمیدونم چرا ته قلبم با دیدنش تیر کشید قیافه خیلی معصومی داشت خدا میدونه چرا اونوقت شب در رو بروش باز نکردن یا چه داستان دیگه ای داره اما سرو وضعش به بی خانمانا نمی خورد با دوتا چمدون بزرگ!
بعد مامانم براش یه لیوان چای داغ برد و من رفتم دیگه اما از ذهنم بیرون نمیرفت... تا رسیدم زنگ زدم به مامانم گفت رفتم چای بردم براش گفته مادرم فوت کرده و پدرم هنوز چهلم مادرم نشده زن گرفته، این ترم هم می رم دانشگاه! بعدش گویا یکم صبحانه براش داداشم برده بوده که دیده رفته!
دلم خیلی براش سوخت نمیدونم آدم هزار تا فکر می کنه اما امیدوارم که اونم به یه جای گرم و مطمئن رسیده باشه... چقدر باید قدر داشته هامونو بدونیم و چقدر سخته که یه پسر جوون 18 19 ساله جای امن و خانه گرمی نداشته باشه! کسی که باید الان فقط جوونی کنه و لذت ببره و تنها دغدغش نهایتا درس و مدرسه و کنکور باشه! لرزم میگیره یادش میوفتم...
بارونی که ما انقدر ازش لذت میبریم برای عده ای ناراحتی و غصه هست!
خدایا خودت هوای همه آدمای بی سرپناه و بی پناهو داشته باش....
بگذریم...
امروزو بگو!
محکم گرفته و داره میاد!
خدایا شکرت!
عصر بعد کلاس تو برفا گیر نکنم صلوات!



پ.ن : دیروز تا ساعت حدود 4 برف ادامه داشت، اما بعدش قطع شد!!! منم که کلی نقشه کشیده بودم برگشتن برم برف بازی! اما نشد! امروز صبح هوا فوق العاده سرد بود! درضمن اینم عکسی هست که تو مسیر رفتن به کلاس گرفتم! بعدش از این شدیدترم شد! باد هم میزد هیچی پیدا نبود با سلام و صلوات رانندگی می کردم، خواستم بیشتر عکس بگیرم اما یه دفه گوشیم خاموش شد!حیف... این گوشی های تاچ هم با این مصرف باتریشون یهو آدمو غافلگیر می کنن! والا!

نظرات() 
std clinics near me
یکشنبه 19 شهریور 1396 05:08 ب.ظ
برای من شگفت انگیز است که یک وبسایت داشته باشد که برای دانش من مفید باشد.
با تشکر admin
اسمان
شنبه 9 اسفند 1393 09:08 ب.ظ
وایییییییییی
عجب عکسایی گذاشتی
خیلی خوشکلن
بیچاره پسره
دلم براش سوخت
پاسخ بهسا : آره واقعا دل آدم براش می سوخت عزیزم
عین موش آب کشیده شده بود
من عاشق برف و بارون و سرمام
اصن غصم میگیره زمستون تمام میشه!
عسل
پنجشنبه 7 اسفند 1393 10:52 ب.ظ
سلام بهسا جون
یکی 2 روز پیش وبلاگت رو دیدم،همه پستهات رو هم خوندم...
منم در حال کاهشم بهسا جون،عزمم هم راسخه و عمرا بیخیال نمیشم...پایه ای به هم کمک کنیم؟
البته من راهم خیلیییییییی سخت تر از توئه ها شونصد کیلو اضافه دارم...
ولی عب نداره حل میشه
مواظب خودت باش
پاسخ بهسا : عسل عزیزم
ممنونم که بهم لطف داشتی و نوشته هامو خوندی
همینکه انقدر عزمت جزمه مطمئن باش حتما بهش میرسی
خوشحال میشم باهم همراه باشیم
مگهان
چهارشنبه 6 اسفند 1393 01:21 ب.ظ
اون روز که شنیدم اونجا برفه خیلیییی هیجان زده شدم !
ما که برف نداشتیم خیلی خوبه که شما یه کم برف دیدین :-* :-)
وای طفلی پسرک : ( یعنی چییی آخه که پشت در مونده بود !!! :((

بهسا جون هنیشه خوش باشی...
پاسخ بهسا : مرس گلم. توهم شاد باشی همیشه
اف
چهارشنبه 6 اسفند 1393 08:20 ق.ظ
فدتای سرت عزیز دلم
به سلامتی خوشگله
تا باشه عروسی و شلوغیِ کار
دشمنت شرمنده
هر وقت تونستی من اوکی ام
پاسخ بهسا : قربوننننننن تو عزیزم
برگشتم افروز 20 روز از فردا شروع میشه! آماده ای؟
اف
سه شنبه 5 اسفند 1393 02:22 ب.ظ
بهسا
جدول چی شدددددددددد؟!
پاسخ بهسا : وای افروز جونم
من بسیار شرمندم... باورکن از اول هفته 6 صبح زدم بیرون و 9 شب برگشتم
فردا و پس فردام دو روز همایش هستم باز صبح تاشب! بعدشم عروسی داریم!
اصلن له له! داغونه داغون!
اما همش یاد تو و قولم بودم بخدا
ببین یه برنامه 20 روزه هست از شنبه 9 اسفند تا 28 اسفند ولی حتما میذارمش عزیزم
بازم ببخش
اف
دوشنبه 4 اسفند 1393 12:57 ب.ظ
عاشششقتم
بزن بریممممممممممممم
پاسخ بهسا : i love u too
let's go
لی بانو
دوشنبه 4 اسفند 1393 11:03 ق.ظ
چه خوب بود عکست بهسا جون ... حس کردم تهرونم و دارم از سر کار میرم خونه ... کنار شومینه ی داغ ...
دلت گرم باشه عزیزم
پاسخ بهسا : آره لی لیت جونم گرچه این عکس تهران نیست ولی منم عاشق زمستونم خصوصا قسمت شومینه!!!
انشالا به زودی به شهرت برمیگردی عزیزم
جمله آخر خیلی بهم چسبید
دل شماهم گرم و همیشه شاد
اف
دوشنبه 4 اسفند 1393 10:40 ق.ظ
خوشگل من
منم عکس اولی رو گفتم دیگه
راستی جواب نمی دادی هم ناراحت نمی شدم
فقط منظورم این بود که چه برف زیباییه
کجابوده
همین بوخودا
به هرحال مرسی جوابمو دادی :*
راستی اسم لینکدونیتو ببین و حظ کن!

بهسا چندکیلو بایدکم کنی ؟می خوام یه برنامه بچینم

پاسخ بهسا : فدای تو عزیزم
میدونم منظورتو و مطمئن باش بهت می گفتم آخه چیز خاصی نیست
وای این اسم لینکدونی عالی بود افروز جان
مرررررررررررسی عزیزم
عاقا انگیزه م چسبید به سقف!
فقط یکم غلط انداز نیست؟؟؟
برای متناسب شدن یه 15 تایی ولی دلم میخواد بیستا کمتر بشم تا بشم اینی که تو نوشتی
برنامت چیه عزیزم؟ من اساسی پایم
اف
دوشنبه 4 اسفند 1393 10:39 ق.ظ
خوشگل من
منم عکس اولی رو گفتم دیگه
راستی جواب نمی دادی هم ناراحت نمی شدم
فقط منظورم این بود که چه برف زیباییه
کجابوده
همین بوخودا
به هرحال مرسی جوابمو دادی :*
راستی اسم لینکدونیتو ببین و حظ کن!

بهسا چندکیلو بایدکم کنی ؟می خوام یه برنامه بچینم

پاسخ بهسا :
اف
دوشنبه 4 اسفند 1393 09:08 ق.ظ
عه
اینجا ایرانعست؟!
عکس واقعی عست؟
کدوم شهری بهسا
خوشششششششش به حاااااااالتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
پاسخ بهسا : نه عزیزم ایران نیست
اما عکس واقعی است و عکس دوم نقاشی
عکس واقعی دیروز رو گذاشتم
جات خالی بود عزیزم
چه فایده افروز جون ادامه نداشت که!!!
دلناز
دوشنبه 4 اسفند 1393 12:47 ق.ظ
اخی اینو گفتی دلم گرفت باز یاد اون بچه 3 ساله که تو کانادا ساعت 4 صبح از خونه زده بود بیرون و تو سرما یخ زده بود افتادم دو روز بود میخواستم فراموش کنم
هی هر شب چند بار قفل در رو چک میکنم همش توهم اینو گرفتم جانان پاشه بره بیرون گم بشه
پاسخ بهسا : عزیزمممم... طفلک اون بچه 3 ساله
دور از جون جانان عزیزم به دلت بد نیار تو همه جوره مراقبشی و خداهم اول از همه مراقب این فرشته های کوچولو هست پس جای نگرانی نیست
انشالا که همیشه شاد و سالم و موفق باشه
مامان رونیكا
دوشنبه 4 اسفند 1393 12:10 ق.ظ
ما كه اینجا منتظر برفیم ولی خبری نی.جای ما رو سبز كن عزیزم
پاسخ بهسا : جات خالیه عزیزم
تا ساعت 4 زد و بعد قطع شد! اما همه جا سفید شد
ولی امروز خیلی سرده و یخبندون
امیدوارم همین روزا یه برف قشنگ بباره براتون
گل ناز
یکشنبه 3 اسفند 1393 03:26 ب.ظ
انتظار زیادی ازتون ندارم فقط دلم میخواد بهم سر بزنید و نطرتون را بگین ...منتظرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :