تبلیغات
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار - feedback
سفر تندرستی من؛ سبک زندگی بهتر و پایدار

feedback

دوشنبه 11 آبان 1394

نویسنده: بهسا |

فید بک، باز خورد یا هر واکنشی که در برابر رفتار و گفتارمون می گیریم تاثیر مستقیمی روی افکار و احساسات ما و تصمیم گیری های بعدی مون دارد. و تا حدی برداشت ذهنی مارو از تاثیر مون روی مخاطبین رو شکل میده. ینی تا این فیدبک نباشه نمیتونیم قضاوت درستی از تاثیر عمل مان روی سایرین داشته باشیم.

وبلاگ نویسی تا الان برای من یکی از قشنگ ترین تجربه های دنیای مجازی بوده. شاید نصف کمتر حرف هامو هم اینجا نزدم  اما همین مقدار هم برام تجربه شیرینی بود. همین که حس می کنی کسی یا کسانی مخاطب حرفات هستند و حتی اگر نظری هم نداشته باشن با خوندنت حداقل یک روز زندگی  تو رو برگ زدن  و با تو و در حس و فکرت شریک شدن...
نویسنده الزاما نباید برای نوشتن وابسته خوانندگانش باشه ولی بدون خواننده هم وبلاگ هیچ معنایی نداره. قبلا هم گفتم که اگر نظر افراد برامون مهم نبود خب چه دلیلی داشت که اینجا بنویسیم؟ تو دفتر خاطراتمون می نوشتیم و یه قفلم می زدیم روش راحت!!!
هیچوقت دنبال افزایش آمار بازدید و غیره نبودم یک بار هم تو این سایتای تبلیغاتی نرفتم. یا مثل کسایی که نظر دادنشونو منوط به نظر دادنت می کنن نبودم اگر پستی رو دوست داشتم لایک کردم و نظرمو براش نوشتم که نویسنده بدونه نوشتنش بی تاثیر نبوده حتی اگر یک بار هم برام نظری نگذاشته باشه، و یا حتی یک بار هم کامنتی با این مضمون که به من هم سری بزن در وبلاگ های مورد علاقه ام نذاشتم.... اما چه کسی انکار میکنه لذت دیده شدن و خوانده شدن رو؟ چه کسی انکار می کنه لذت دریافت دیدگاه های متفاوت افراد رو؟ کی می تونه انگیزه ای که  کامنت به وبلاگ نویس میده برای نوشتن رو انکار کنه؟(الزاما کامنت مثبت رو نمیگم حتی کامنت انتقادی درست هم نشون میده که لحظه ای به نوشته هات فکر شده)

من فقط و فقط برای خودم می نویسم و این حرفا رو هم قبول ندارم(ینی لازمه ش اینه که برای خودت بنویسی ولی همش این نیست) حتی اونی هم که نظراتو می بنده وقتی اینجا و تو وب می نویسه میخواد که خوانده بشه

البته بخش عمده این مساله به نوشته های نویسنده بر میگرده و من هیچ وقت ادعایی نداشتم که خیلی خوب می نویسم! اینجا جایی هست برای من که گاهی بیام و احساسات و لحظه ها مو ثبت کنم که شاید برای هیچکس هم جالب نباشه.....

اما...
اما مدتیه واقعا این سوال برام پیش اومده که به جز جناب بودا که همیشه به من لطف دارن و اینجا رو می خونن کس دیگه ای هم هست که اینجا رو بخونه واقعا؟
منظورم افراد رهگذر نیست که اونا هم وجودشون باعث خوشحالیه، منظورم کسی هست که دوست داشته باشه و هر از گاهی یاد اینجا بیفته و بیاد بخونه چه خاموش و چه روشن؟

خصوصا دلم می خواد بدونم خواننده خاموش پیگیری دارم؟

انکار نمی کنم که نداشتن کامنت و نظر باعث میشه دلم بگیره..
یه مونو لوگ یک طرفه لذتی نداره!
از طرفی هم بارها شده که بعضی از همین کامنتا روزمو ساخته....

و یا شایدم هیچ کسی نباشه اینا تصورات خودمه و بهتره کرکره اینجا رو بکشم پایین و الکی فضای مجازی رو اشغال نکنم؟!
الان به یاد اون کلیپ سوری لند افتادم که در مورد جلب توجه و لایک تو دنیای مجازی گسترده امروز ساخته بود...

در زمانه ای که پارادایم "منو ببین" همه شبکه های اجتماعی رو در برگرفته و رقابت تنگاتنگی بین افراد و به هر طریقی برای دیده شدن در گرفته، دیده شدن و خوانده شدن در حد معقول لازمه وجود و حیات وبلاگ و وبلاگ نویسی هست.....

نظرات() 
بودا
شنبه 16 آبان 1394 09:45 ق.ظ
سلام بهسا بانوی عزیز
چقدر تعجب کردم اسم من رو هم آوردین ( آیکون بالا و پایین پریدن و حرکات موزون )
خب اونقدر وبلاگ قشنگی دارین و مطالب زیبایی در اون مینویسین که من تقریبا هر روز به شما سر میزنم و واقعا با خوندن وبلاگتون احساس خوبی دارم .

پاسخ بهسا : سلام
تعجب چرا؟وقتی دوستی لطف و محبت داره باید گفت. مجازی و واقعی هم نداره
ممنونم. خوشحالم که اینجا رو دوست دارید
نزهت
جمعه 15 آبان 1394 01:04 ب.ظ
سلام، من خواننده خاموش وبلاگتون هستم، از وقتی گودر رو بستند من از سرویس فیدلی استفاده می کنم. وبلاگ شما رو از اون طریق دنبال می کنم.
پاسخ بهسا : سلام. خوش اومدید
مرسی که روشن شدید
مگهان
سه شنبه 12 آبان 1394 03:53 ب.ظ
سلام
من خیلی بی معرفتم و خیلییی کم میرسم به وبلاگ خونی متاسفانه
این ایراد از منه وقتایی هم که می خونم از بس تنبلم!!! چون با گوشیم هستم همت نمی کنم کامنت بذارم که این خیلی بده خب :( ..
ولی واقعا یکی از دوست داشتنی هامه وبلاگت بهسا
بدون تعارف :*
پاسخ بهسا : سلام عزیزم
حق داری
ممنونم عزیزم و کامنتای تو هم همیشه منو خوشحال می کنه
مریم
دوشنبه 11 آبان 1394 09:08 ب.ظ
دقیقا همینطوری هست ، من سال های سال دفترچه هایی داشتم كه می نوشتم ، حتی با وجود داشتن وبلاگ از سالهای ٨٤ باز هم تو دفترچه هام می نوشتم ، اما این سالهای اخیر خیلی كمرنگ شده ، جذابیت های و إمكانات وب باعث شده آخرین دفترم با گذشت سه سال هنوز تموم نشده باشه .
پاسخ بهسا : درسته مریم جان
قبلا تو دفتر خاطرات مینوشتیم یواشکی که دوست و آشنا نبینن...دنیای مجازی بهمون این امکان رو داد که این دفترو به بقیه هم نشون بدیم بدون نگرانی شناخته شدن.
به نظرم وبلاگ ها دفترچه های خاطرات داینامیک و پویا هستن و دیگه مثه قبل فقط کاغذهای خنثی برای نوشتن نیستن و این خیلی خوبه
ضمننا خوندن خاطرات تو خیلی لذت بخشه بانو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :